caught short

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/kɔt ʃɔrt/
1phrase (عبارت)common

عبارت — غافلگیر و بی‌تدارک ماندن

غافلگیر و بی‌تدارک ماندنکم آوردن

وقتی به چیزی نیاز است، پول، وسیله یا آمادگی کافی نداشتن.

Without enough money, supplies, or preparation when they are needed.

«وقتی قیمت بالا رفت، کم آوردیم.»

We were caught short when the price rose.

«آب بردار تا بی‌تدارک نمانی.»

Take water so you are not caught short.

2phrase (عبارت)informal

عبارت — دستشویی داشتن

دستشویی داشتن

ناگهان نیاز فوری به رفتن به دستشویی پیدا کردن.

Suddenly needing to use a toilet.

«در بزرگراه ناگهان دستشویی داشتم.»

I was caught short on the highway.

«او هنگام پیاده‌روی ناگهان نیاز به دستشویی پیدا کرد.»

He got caught short during the walk.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000