change one's battery

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

change one's bat·ter·y/tʃeɪndʒ wʌnz ˈbætəri/
phrase (عبارت)common

عبارت — باتری را عوض کردن

باتری را عوض کردنباتری تازه گذاشتن

یعنی باتری یک وسیله را با باتری تازه جایگزین کردن.

To replace the battery in a device with a new one.

«بهتر است پیش از سفر باتری‌ات را عوض کنی.»

You should change your battery before the trip.

«او باتری دستگاه هشدار دود را عوض کرد.»

He changed his battery in the smoke alarm.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000