chapped skin

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/tʃæpt skɪn/
chappedcracked or rough skinskinouter layer of the body
phrase (عبارت)common

عبارت — پوست ترک‌خورده

پوست ترک‌خوردهپوست خشک و ترک خورده

پوستی خشک و ترک‌خورده که به‌خاطر سرما یا باد آسیب دیده است.

Skin that is dry, rough, and cracked due to exposure to cold or wind.

«کرم را روی پوست ترک‌خورده‌اش مالید.»

She applied cream to her chapped skin.

«باد سرد باعث ترک‌خوردگی پوستش شد.»

Cold wind caused his chapped skin.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000