بازگشت

characteristics

char·ac·ter·is·tics/ˌkærɪktəˈrɪstɪks/
noun (اسم)common
plural (جمع): characteristics
ویژگی‌هاخصوصیاتصفات

ویژگی‌ها یا خصوصیات متمایزی که کسی یا چیزی را توصیف یا شناسایی می‌کنند

Distinctive features or qualities that identify or describe someone or something

«صبر یکی از بهترین خصوصیات اوست.»

Patience is one of her best characteristics.

«ویژگی‌های ایمنی این خودرو آن را بسیار محبوب کرده‌اند.»

The car’s safety characteristics make it very popular.

تفاوت با واژه‌های مشابه
traitsخصوصیات

متداول. معمولاً در روان‌شناسی و موقعیت‌های روزمره برای توصیف ویژگی‌های شخصی استفاده می‌شود.

Common. Often used in psychology and everyday contexts to describe personal qualities.

attributesصفات

رسمی. برای توصیف ویژگی‌ها یا خصوصیات، به ویژه در توصیفات فنی یا رسمی به کار می‌رود.

Formal. Used to describe qualities or properties, especially in technical or formal descriptions.

featuresویژگی‌ها

متداول. بیشتر به بخش‌های فیزیکی یا مشهود چیزی اشاره دارد اما می‌تواند مترادف characteristics باشد.

Common. Refers more to physical or noticeable parts of something but can be synonym with characteristics.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000