chase one's tail

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/tʃeɪs wʌnz teɪl/
phrase (عبارت)informal

عبارت — دور خود چرخیدن

دور خود چرخیدنبیهوده دست‌وپا زدن

مدام مشغول کاری تکراری و بی‌نتیجه بودن، بی‌آنکه پیشرفتی حاصل شود.

To keep busy in a circular, unproductive way without making progress.

«با این فرم‌ها فقط بیهوده دور خودمان می‌چرخیم.»

We're chasing our tails with these forms.

«از این کار بی‌نتیجه دست بکش و یک برنامه انتخاب کن.»

Stop chasing your tail and choose a plan.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000