chase your tail

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/tʃeɪs jʊr teɪl/
phrase (عبارت)informal

عبارت — بیهوده دور خود چرخیدن

بیهوده دور خود چرخیدنبی‌نتیجه دست‌وپا زدن

با عجله کار کردن اما بی‌آنکه به نتیجه یا پیشرفتی رسیدن است.

To work in a frantic but unproductive way without getting anywhere.

«اگر اول به همهٔ ایمیل‌ها جواب بدهی، فقط بیهوده دور خودت می‌چرخی.»

You'll chase your tail if you answer every email first.

«تمام صبح بی‌نتیجه مشغول بودم.»

I chased my tail all morning.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000