chicken out

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

chick·en out/ˈtʃɪkən aʊt/
phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — جا زدن

جا زدنترسیدن و منصرف شدن

به‌خاطر ترس از انجام کاری منصرف شدن.

To decide not to do something because of fear.

«او از پریدن ترسید و منصرف شد.»

He chickened out of the jump.

«حالا جا نزن.»

Don't chicken out now.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000