chill to the bone

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/tʃɪl tə ðə boʊn/
phrase (عبارت)common

عبارت — تا مغز استخوان یخ کردن

تا مغز استخوان یخ کردناز سرما لرزیدن

کسی را تا مغز استخوان سرد کردن.

To make someone feel extremely cold.

«باد مرا تا مغز استخوان یخ کرد.»

The wind chilled me to the bone.

«باران آن‌ها را از سرما لرزاند.»

Rain chilled them to the bone.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000