هواپیمای سبک بالگرد که معمولا کوچک است.
A helicopter, especially a small or light one.
«بالگرد روی سقف فرود آمد.»
“The chopper landed on the rooftop.”
«آنها با هلیکوپتر به منطقه دور افتاده پرواز کردند.»
“They flew out by chopper to the remote area.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج و رسمی. قابل تعویض است؛ 'chopper' غیررسمی و عامیانه است و معمولا در مکالمات نظامی یا روزمره به کار میرود.
Formal/common. Usable interchangeably; 'chopper' is informal or slangy, often used in military or casual speech.
چاقوی تیغهپهن بزرگ یا تبر کوچک که برای خرد کردن به کار میرود.
A large knife, cleaver, or hatchet used for chopping.
«او با تبر چوب را برید.»
“He used a chopper to cut the wood.”
«آشپز برای تکهکردن گوشت چاقوی بزرگ گرفت.»
“The chef grabbed a chopper for chopping meat.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج و رسمی. به چاقوی سنگین آشپزخانه گفته میشود و مشابه است ولی 'chopper' گستردهتر است.
Common/formal. Refers specifically to a heavy kitchen knife, similar in use but 'chopper' can be more general.
روزمره و غیررسمی. تبر کوچک برای استفاده با یک دست؛ 'chopper' مفهوم کلیتر و گاهی بزرگتر دارد.
Everyday/informal. Smaller axe usually for one-handed use; 'chopper' can be more generic and larger.
موتورسیکلت سفارشی با چنگکهای بلند و سبک متمایز.
A customized motorcycle with extended forks and a distinct style.
«او موتورسیکلتی با فرمان بلند سوار میشود.»
“He rides a chopper with long handlebars.”
«چاپر در نمایشگاه موتورسیکلتها جلب توجه کرد.»
“The chopper stood out at the bike show.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج و کلی. شامل همه موتورسیکلتها است و از 'chopper' کلیتر است.
Common/general. Broader term for all motorcycles, less specific than 'chopper'.