بازگشت

chronology

chron·ol·o·gy/krəˈnɒ.lə.dʒi/
chron-time-ologystudy of
noun (اسم)formal
زمان‌بندیترتیب زمانی

ترتیب رویدادها به ترتیب زمانی که اتفاق افتاده‌اند.

The arrangement of events in the order they occurred in time.

«کتاب ترتیب زمانی جنگ را نشان می‌دهد.»

The book shows the chronology of the war.

«زمان‌بندی به درک بهتر رویدادهای تاریخی کمک می‌کند.»

Chronology helps understand historical events better.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000