clamp down on

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/klæmp daʊn ɑn/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — سخت‌گیری کردن علیه

سخت‌گیری کردن علیهبرخورد قاطع کردن با

برای متوقف یا مهار کردن چیزی نامطلوب، قاطعانه اقدام کردن.

To take strong action to stop or control something undesirable.

«پلیس با پارک غیرقانونی سخت‌گیرانه برخورد کرد.»

Police clamped down on illegal parking.

«مدرسه در برابر تقلب سخت‌گیری می‌کند.»

The school is clamping down on cheating.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000