clap eyes on

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/klæp aɪz ɑn/
phrase (عبارت)informal

عبارت — چشمش به چیزی افتادن

چشمش به چیزی افتادندیدن

کسی یا چیزی را دیدن، اغلب برای نخستین بار.

To see someone or something, often for the first time.

«هنگام غروب چشمم به آن خانه افتاد.»

I clapped eyes on the house at sunset.

«او دیگر هرگز او را ندید.»

She never clapped eyes on him again.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000