بازگشت

clicker

click·er/ˈklɪkər/
clicka short sharp sound-erone who or that which
noun (اسم)common
plural (جمع): clickers
کنترل از راه دورکلیک‌کننده

دستگاهی که صدای کلیک ایجاد می‌کند، معمولاً کنترل از راه دور یا ابزاری آموزشی.

A device used to make clicking sounds, commonly a remote control or a training tool.

«لطفاً کنترل تلویزیون را به من بده.»

Please pass me the TV clicker.

«مربی برای آموزش سگ از کلیکر استفاده کرد.»

The trainer used a clicker to teach the dog.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000