بازگشت

client

cli·ent/ˈklaɪənt/
noun (اسم)common
plural (جمع): clients
مشتریکارفرما

فرد یا سازمانی که برای خدمات حرفه‌ای هزینه می‌دهد.

A person or organization that pays for professional services.

«وکیل با موکل خود برای بررسی پرونده ملاقات کرد.»

The lawyer met with her client to discuss the case.

«شرکت ما مشتریان بین‌المللی زیادی دارد.»

Our company has many international clients.

تفاوت با واژه‌های مشابه
customerمشتری

روزمره. بیشتر برای افراد خرید کننده کالا و خدمات به کار می‌رود؛ customer عمومی‌تر و کمتر رسمی از client است. مثلا «مشتری در فروشگاه» در برابر «موکل یک وکیل».

Everyday. Interchangeable mostly for people buying goods or services; 'customer' is more general and less formal than 'client'. For example, 'a customer in a store' vs. 'a client of a lawyer'.

patronحامی, مشتری

رسمی/ادبی. برای مشتریانی به کار می‌رود که از سازمان‌ها یا هنرمندان حمایت میکنند؛ کمتر در زبان روزمره استفاده می‌شود. در بافت‌های تجاری یا حقوقی جایگزین نیست.

Formal/literary. Used for clients who regularly support organizations or artists; less common in everyday speech. Not interchangeable in commercial or legal contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000