collected

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

col·lect·ed/kəˈlɛktɪd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): collectedpast participle (مفعولی): collected-ing (حال): collecting3rd (سوم): collects

فعل — جمع‌آوری کرد

جمع‌آوری کردگردآوری کرد

گذشته فعل 'جمع کردن': گردآوری اشیا کنار هم.

Past tense of 'collect': to gather items together.

«او به عنوان سرگرمی تمبر جمع می‌کرد.»

She collected stamps as a hobby.

«آن‌ها برای خیریه کمک جمع کردند.»

They collected donations for charity.

تفاوت با واژه‌های مشابه
gatheredجمع کرد

معنی نزدیکی دارد و در متون معمولی اغلب با collected قابل جایگزینی است.

Very close in meaning and often interchangeable with collected in casual contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000