come into being

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

come in·to be·ing/ˈkʌm ˈɪntu ˈbiɪŋ/
phrase (عبارت)formal

عبارت — به وجود آمدن

به وجود آمدنپدید آمدن

به وجود آمدن و آغاز به هستی کردن.

to begin to exist

«سازمان جدید در سال ۲۰۱۰ به وجود آمد.»

The new organization came into being in 2010.

«این طرح پس از ماه‌ها گفت‌وگو شکل گرفت.»

The plan came into being after months of talks.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000