come through

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/kʌm θru/
1phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — از عهده برآمدن

از عهده برآمدنعمل کردن به قول

کاری را که لازم یا قول داده شده است با موفقیت انجام دادن.

to succeed in doing what is needed or promised

«وقتی به کمک نیاز داشتیم، او از عهده برآمد.»

She came through when we needed help.

«آیا آن‌ها می‌توانند پول را فراهم کنند؟»

Can they come through with the money?

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — واضح رسیدن

واضح رسیدندریافت شدن

پس از فرستاده شدن، واضح و قابل دریافت رسیدن.

to be received clearly after being sent or transmitted

«صدایت واضح رسید.»

Your voice came through clearly.

«پیام ظهر رسید.»

The message came through at noon.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000