come to think of it

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/kʌm tə θɪŋk əv ɪt/
phrase (عبارت)common

عبارت — حالا که فکرش را می‌کنم

حالا که فکرش را می‌کنمیادم آمد

وقتی فکر یا خاطره‌ای تازه باعث بازنگری در حرف قبلی می‌شود به کار می‌رود.

Used when a new thought or memory makes one reconsider what was just said.

«حالا که فکرش را می‌کنم، قبلاً او را دیده‌ام.»

Come to think of it, I have met her before.

«یادم آمد، به صندلی‌های بیشتری نیاز داریم.»

Come to think of it, we need more chairs.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000