بازگشت

compile

com·pile/kəmˈpaɪl/
com-togetherpilegather, accumulate
verb (فعل)formal
past (گذشته): compiledpast participle (مفعولی): compiled-ing (حال): compiling3rd (سوم): compiles
گردآوریتهیه کردن

جمع‌آوری و سازمان‌دهی اطلاعات یا داده‌ها در یک مکان، اغلب به صورت سیستماتیک.

To collect and assemble information or data together in one place, often systematically.

«او فهرستی از تمام کتاب‌هایی که خوانده بود، تهیه کرد.»

She compiled a list of all the books she read.

«داده‌ها به صورت سالانه برای گزارش گردآوری می‌شوند.»

Data is compiled annually for the report.

تفاوت با واژه‌های مشابه
collectجمع‌آوری کردن

معمولی. جمع کردن اشیاء یا اطلاعات، مشابه اما کمتر رسمی‌تر از compile.

Common. To gather items or information, similar but less formal than compile.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000