comprising

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

com·pris·ing/kəmˈpraɪzɪŋ/
verb (فعل)formalpast (گذشته): comprisedpast participle (مفعولی): comprised-ing (حال): comprising3rd (سوم): comprises

فعل — شامل بودن

شامل بودنتشکیل دادن

شامل بودن یا تشکیل شدن از اجزایی خاص.

Consisting of or including; made up of.

«کمیته شامل پنج عضو است.»

The committee is comprising five members.

«این جعبه شامل چند ابزار مختلف است.»

The box comprises several different tools.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000