بازگشت

concludes

con·cludes/kənˈkluːdz/
verb (فعل)common
past (گذشته): concludedpast participle (مفعولی): concluded-ing (حال): concluding3rd (سوم): concludes
خاتمه می‌دهدنتیجه می‌گیرد

پایان دادن به چیزی؛ تمام کردن یا تصمیم گرفتن پس از بررسی.

To bring something to an end; to finish or decide after consideration.

«جلسه ساعت ۵ بعدازظهر تمام می‌شود.»

The meeting concludes at 5 p.m.

«او نتیجه می‌گیرد که طرح قابل انجام است.»

She concludes that the plan is feasible.

تفاوت با واژه‌های مشابه
finishesپایان می‌دهد

معمولی. به پایان رساندن معنی می‌دهد؛ در بسیاری بافت‌ها با concludes قابل تعویض است.

Common. Means to bring to an end; interchangeable with concludes in many contexts.

determinesتعیین می‌کند

معمولی. به تصمیم گرفتن اشاره دارد؛ گاهی در بافت‌های منطقی با concludes قابل تعویض است.

Common. Means to come to a decision; sometimes interchangeable with concludes in logical contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000