conductivity

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

con·duc·tiv·i/ˌkɒn.dʌkˈtɪv.ɪ.ti/
con-together, thoroughlyductto lead, carry-ivityquality or state of
noun (اسم)technical

اسم — رسانایی

رساناییهدایت حرارتی

توانایی یک ماده برای انتقال گرما یا برق از داخل خود.

The ability of a material to allow heat or electricity to pass through it.

«مس رسانایی الکتریکی بالایی دارد.»

Copper has high electrical conductivity.

«هدایت الکتریکی آب با وجود ناخالصی‌ها افزایش می‌یابد.»

Water’s conductivity increases with impurities.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000