بازگشت
adjective (صفت)formal
راضیموافقتکننده
با رضایت و اختیار قبول کردن چیزی.
Agreeing to something willingly or by choice.
«یک فرد بالغ و راضی باید فرم را امضا کند.»
“A consenting adult must sign the form.”
«طرفهای موافق روی شرایط توافق کردند.»
“Consenting parties agreed on the terms.”
تفاوت با واژههای مشابه
agreeing— موافق
رایج. کسی که با چیزی بهصورت داوطلبانه موافق است.
Common. Describes someone who accepts or approves something willingly.