بازگشت

cookery

cook·er·y/ˈkʊkəri/
cookto prepare food by heating-erya place or practice related to
noun (اسم)common
هنر آشپزیمهارت پخت و پز

هنر یا مهارت آماده کردن غذا با پختن.

The art or practice of cooking food.

«او هنر آشپزی را برای سرآشپز شدن یاد گرفت.»

She studied cookery to become a chef.

«کتاب تکنیک‌های پایه آشپزی را توضیح می‌دهد.»

The book explains basic cookery techniques.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cookingآشپزی

رایج. بخصوص در موقعیت‌های غیررسمی که به هنر آشپزی اشاره دارد قابل جایگزینی با cookery است.

Common. Interchangeable with 'cookery' especially in casual contexts referring to the act or skill of preparing food.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000