cornish

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

cor·nish/ˈkɔːrnɪʃ/
adjective (صفت)common

صفت — کرنولی

کرنولیمربوط به کرنوال

مربوط به کرنوال، یک شهرستان در جنوب غربی انگلستان یا مردم و فرهنگ آن.

Relating to Cornwall, a county in southwestern England, or its people and culture.

«پیستای کرنولی یک غذای محلی محبوب است.»

Cornish pasties are a popular local dish.

«او زبان و سنت‌های کرنولی را مطالعه کرد.»

She studied the Cornish language and traditions.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000