cottonpicker

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

cot·ton·pick·er/ˈkɒtənˌpɪkər/
cottona soft white fibrous substancepickto gather or harvest-erperson or thing that performs an action
1noun (اسم)commonplural (جمع): cottonpickers

اسم — پنبه‌چین (انسان)

پنبه‌چین (انسان)

شخصی که پنبه را با دست از بوته‌ها در مزرعه می‌چیند.

A person who picks cotton by hand from plants in a field.

«بسیاری از پنبه‌چین‌ها ساعت‌های طولانی زیر آفتاب سوزان کار می‌کردند.»

Many cottonpickers worked long hours under the hot sun.

«دست‌های پنبه‌چین از سال‌ها کار خشن شده بود.»

The cottonpicker’s hands were rough from years of labor.

تفاوت با واژه‌های مشابه
harvesterدروگر

رایج. اصطلاحی کلی برای شخص یا ماشینی که محصولات را درو می‌کند. گسترده‌تر از 'cottonpicker' است زیرا برای هر محصولی کاربرد دارد. 'یک دروگر در مزارع کار می‌کند' صحیح است، و 'یک پنبه‌چین نوعی دروگر است' منطقی است.

Common. A general term for a person or machine that harvests crops. Broader than 'cottonpicker' as it applies to any crop. 'A harvester works the fields' works, and 'A cottonpicker is a type of harvester' makes sense.

2noun (اسم)commonplural (جمع): cottonpickers

اسم — ماشین پنبه‌چین

ماشین پنبه‌چین

ماشینی که برای برداشت پنبه از بوته‌ها طراحی شده است.

A machine designed to harvest cotton from plants.

«ماشین‌های پنبه‌چین مدرن می‌توانند مزارع وسیعی را به سرعت برداشت کنند.»

Modern cottonpickers can harvest vast fields quickly.

«اختراع ماشین پنبه‌چین مکانیکی کشاورزی را متحول کرد.»

The invention of the mechanical cottonpicker revolutionized agriculture.

تفاوت با واژه‌های مشابه
harvesterدروگر

رایج. اصطلاحی کلی برای شخص یا ماشینی که محصولات را درو می‌کند. گسترده‌تر از 'cottonpicker' است زیرا برای هر محصولی کاربرد دارد. 'یک دروگر ترکیبی' صحیح است، و 'یک پنبه‌چین یک دروگر تخصصی است' منطقی است.

Common. A general term for a person or machine that harvests crops. Broader than 'cottonpicker' as it applies to any crop. 'A combine harvester' works, and 'A cottonpicker is a specialized harvester' makes sense.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000