countermine

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

counter·mine/ˈkaʊntərˌmaɪn/
counter-againstmineexplosive device buried underground
verb (فعل)technicalpast (گذشته): counterminedpast participle (مفعولی): countermined-ing (حال): countermining3rd (سوم): countermines

فعل — خنثی کردن مین

خنثی کردن مینمین‌زدایی

کشف و خنثی کردن مین‌های دشمن، به‌ویژه در موقعیت‌های جنگی.

To detect and neutralize enemy mines, especially in warfare.

«مهندسان قبل از پیشروی نیروها منطقه را مین‌زدایی کردند.»

Engineers countermined the area before the troops advanced.

«مین‌زدایی برای عبور ایمن ضروری است.»

Countermining is essential for safe passage.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000