countywide

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

coun·ty·wide/ˈkaʊntiˌwaɪd/
countya territorial divisionwideacross a large area
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more countywidesuperlative (عالی): most countywide

صفت — سراسر شهرستان

سراسر شهرستاندر سطح شهرستان

گسترش یافته در تمامی مناطق یک شهرستان یا حوزه.

Extending across or covering an entire county.

«انتخابات در سراسر شهرستان ماه بعد برگزار می‌شود.»

Countywide elections will be held next month.

«آن‌ها یک کمپین پاکسازی در سطح شهرستان راه‌اندازی کردند.»

They launched a countywide cleanup campaign.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000