بازگشت

crease

/kriːs/
1noun (اسم)common
plural (جمع): creases
چینخط تا

خط یا چین روی سطح، به ویژه پارچه یا کاغذ، که از فشار یا تا شدن ایجاد شده است.

A line or fold made on a surface, especially fabric or paper, where it has been pressed or folded.

«روی پیراهنش چینی بود.»

There was a crease in his shirt.

«شلوار را اتو کن تا چین‌ها صاف شوند.»

Iron the pants to remove the creases.

تفاوت با واژه‌های مشابه
foldچین

متداول. اغلب قابل تعویض با crease است ولی fold معمولاً به خم بزرگ‌تر یا عمدی اشاره دارد.

Common. Often interchangeable with crease, but fold usually refers to a larger or intentional bend.

متضادها
2verb (فعل)common
past (گذشته): creasedpast participle (مفعولی): creased-ing (حال): creasing3rd (سوم): creases
چین انداختنتا کردن

با فشار یا تا کردن چین یا خطی روی چیزی، به ویژه پارچه یا کاغذ ایجاد کردن.

To make a line or fold by pressing or folding something, especially fabric or paper.

«وقتی کاغذ را تا می‌کنی، چین نینداز.»

Don’t crease the paper when you fold it.

«پیراهن بعد از شستن راحت چین می‌افتد.»

The shirt creased easily after washing.

تفاوت با واژه‌های مشابه
foldتا کردن

متداول. معنی مشابه ولی fold بیشتر به خم بزرگ و عمدی اشاره دارد.

Common. Similar meaning but fold can indicate a larger, intentional bend.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000