critical role

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

crit·i·cal role/ˈkrɪtɪkəl roʊl/
noun (اسم)commonplural (جمع): critical roles

اسم — نقش حیاتی

نقش حیاتینقش کلیدی

نقش یا سهمی که برای رسیدن به یک نتیجه یا پیش رفتن یک فرایند ضروری است.

A function or contribution that is essential to a result or process.

«اعتماد در کار تیمی نقش حیاتی دارد.»

Trust plays a critical role in teamwork.

«آب در رشد گیاهان نقش کلیدی دارد.»

Water has a critical role in plant growth.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000