croutons

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

crou·tons/ˈkruːtɒnz/
croutonsmall toasted bread cube used in salads-splural
noun (اسم)commonplural (جمع): croutons

اسم — کروتون‌ها

کروتون‌ها

تکه‌های کوچک نان برشته شده که به سالاد یا سوپ اضافه می‌شود

small pieces of toasted or fried bread added to salads or soups

«من سالاد را با کروتون روی آن دوست دارم.»

I like salad with croutons on top.

«سوپ با کروتون‌های ترد تزئین شده بود.»

The soup was garnished with crunchy croutons.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000