بازگشت

cuddle

cud·dle/ˈkʌdl/
verb (فعل)common
past (گذشته): cuddledpast participle (مفعولی): cuddled-ing (حال): cuddling3rd (سوم): cuddles
بغل کردندر آغوش گرفتن

کسی را برای نشان دادن محبت نزدیک بغل کردن

to hold someone closely in the arms to show affection

«او کودک خود را برای آرام کردن بغل کرد.»

She cuddled her child to comfort him.

«آن‌ها روی کاناپه در آغوش هم بودند و تلویزیون تماشا می‌کردند.»

They cuddled on the couch watching TV.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hugآغوش گرفتن

رایج. بغل محکم برای نشان دادن محبت؛ اغلب با cuddle قابل تعویض است.

Common. Strong embrace showing affection; often interchangeable with cuddle.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000