cultist

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

cul·tist/ˈkʌltɪst/
cultsystem of religious veneration-istone who practices or is concerned with
noun (اسم)formalplural (جمع): cultists

اسم — عضو فرقه

عضو فرقهپیر فرقه

عضو یا پیرو فرقه‌ای با اعتقاد یا رفتار غیرمتعارف و تعهد شدید.

A member or follower of a cult, often with strong devotion to unorthodox beliefs or practices.

«فرقه‌گرایان در مکانی مخفی جمع شدند.»

The cultists gathered in a secret location.

«فرقه‌گرایان معمولاً رهبران کاریزماتیک را دنبال می‌کنند.»

Cultists often follow charismatic leaders.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sectarianفرقه‌ای

رسمی. به اعضای فرقه‌ها اشاره دارد، نه همیشه با بار منفی؛ cultist بار افراطی‌تری دارد.

Formal. Refers broadly to members of sects, not always with negative connotation; cultist often implies more extreme beliefs.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000