cultural dimension

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

cul·tur·al di·men·sion/ˈkʌltʃərəl daɪˈmɛnʃən/
noun (اسم)formalplural (جمع): cultural dimensions

اسم — بُعد فرهنگی

بُعد فرهنگیجنبه فرهنگی

بُعدی از زندگی یا رفتار که فرهنگ بر آن اثر گذاشته است.

An aspect of life or behavior shaped by culture.

«غذا یکی از بُعدهای مهم فرهنگی سفر است.»

Food is an important cultural dimension of travel.

«پژوهش بُعد فرهنگی سلامت را بررسی کرد.»

The study examined the cultural dimension of health.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000