بازگشت

curator

cu·ra·tor/kjʊˈreɪtər/
curcareatoragent noun suffix
noun (اسم)common
plural (جمع): curators
موزه‌دارامین موزه

شخصی که موزه یا مجموعه‌ای را مدیریت یا نظارت می‌کند.

A person who manages or oversees a museum or collection.

«موزه‌دار نمایشگاه جدید را سازمان داد.»

The curator organized the new exhibition.

«او به‌عنوان موزه‌دار در موزه هنر کار می‌کند.»

She works as a curator at the art museum.

تفاوت با واژه‌های مشابه
keeperنگهدارنده

رایج؛ معنی مشابه؛ شخصی مسئول یک مجموعه یا مکان.

Common. Similar meaning; a person responsible for a collection or place.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000