cut away one's soul

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

cut a·way one's soul/kʌt əˈweɪ wʌnz soʊl/
phrase (عبارت)literary

عبارت — روح خود را از دست دادن

روح خود را از دست دادن

بخش اصلی و عاطفی وجود خود را از بین بردن.

to remove or destroy the essential emotional part of oneself

«آن کار انگار روح او را از بین برد.»

The job seemed to cut away his soul.

«او می‌ترسید موفقیت روحش را بگیرد.»

She feared success would cut away her soul.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000