cut corners

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

cut cor·ners/kʌt ˈkɔrnərz/
phrase (عبارت)informal

عبارت — سرهم‌بندی کردن

سرهم‌بندی کردنمیان‌بُر زدن

برای صرفه‌جویی در زمان یا پول، کاری را ناقص انجام دادن.

to save time or money by doing something poorly or incompletely

«آن‌ها در ایمنی سرهم‌بندی کردند.»

They cut corners on safety.

«در کیفیت میان‌بُر نزن.»

Don't cut corners on quality.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000