cut one's teeth

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/kʌt wʌnz tiθ/
phrase (عبارت)common

عبارت — تجربه اندوختن

تجربه اندوختن

تجربهٔ اولیه به دست آوردن.

to gain initial experience

«او در روزنامه‌نگاری تجربه اندوخت.»

She cut her teeth in journalism.

«او آنجا تجربهٔ اولیه پیدا کرد.»

He cut his teeth there.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000