cut the cord

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/kʌt ðə kɔrd/
phrase (عبارت)informal

عبارت — مستقل شدن

مستقل شدن

وابستگی را قطع کردن.

to end dependence on something

«آن‌ها تلویزیون کابلی را قطع کردند.»

They cut the cord from cable.

«وقت مستقل شدن بود.»

It was time to cut the cord.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000