dadburned

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

dad·burned/ˈdædˌbɜrnd/
adjective (صفت)informal

صفت — لعنتی

لعنتیمستأصل

عبارت ملایمی برای ابراز عصبانیت یا تأکید، مشابه کلمه 'ملعون'.

A mild expletive used to express anger or emphasis, similar to 'damned'.

«اون لعنتی صدا من را بیدار نگه می‌دارد.»

That dadburned noise keeps me awake.

«او بازیکن خیلی خوبی است.»

He’s a dadburned good player.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000