daily grind

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

dai·ly grind/ˈdeɪli ɡraɪnd/
noun (اسم)informal

اسم — روزمرگی

روزمرگیکارهای تکراری

روال خسته‌کنندهٔ کار یا زندگی روزمره.

the boring routine of everyday work or life

«او از روزمرگی فرار کرد.»

He escaped the daily grind.

«کارهای تکراری او را خسته می‌کند.»

The daily grind wears her down.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000