بازگشت

dairy

dair·y/ˈdeɪr.i/
1noun (اسم)common
plural (جمع): dairies
لبنیاتیمرحله تولید شیر

مکانی که شیر در آن پردازش و محصولات لبنی تولید می‌شود.

A place where milk is processed and dairy products are made.

«لبنیاتی پنیر تازه تولید می‌کند.»

The dairy produces fresh cheese.

«او در مزرعه لبنیاتی کار می‌کند.»

She works at a dairy farm.

2adjective (صفت)common
لبنیمربوط به شیر

مربوط به شیر یا محصولات شیری.

Relating to milk or milk products.

«او به غذاهای لبنی حساسیت دارد.»

She is allergic to dairy foods.

«محصولات لبنی شامل شیر و پنیر هستند.»

Dairy products include milk and cheese.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000