بازگشت
adjective (صفت)common
مضرآسیبزننده
ایجاد آسیب یا ضرر.
Causing harm or injury.
«سیگار کشیدن اثرات مضر بر سلامتی دارد.»
“Smoking has damaging effects on health.”
«طوفان بادهای آسیبزننده به وجود آورد.»
“The storm caused damaging winds.”
تفاوت با واژههای مشابه
harmful— مضر
متداول. در بسیاری از بافتهای ایجاد ضرر قابل جاگزینی است.
Common. Interchangeable in many contexts involving causing harm.