dash off

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/dæʃ ɔf/
1phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — با عجله رفتن

با عجله رفتنتند زدن بیرون

با عجله و خیلی سریع جایی را ترک کردن است.

To leave quickly.

«الان باید با عجله بروم.»

I have to dash off now.

«او بعد از ناهار با عجله رفت.»

She dashed off after lunch.

2phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — سرسری نوشتن

سرسری نوشتنزود آماده کردن

چیزی را با عجله و بدون صرف وقت زیاد نوشتن یا آماده کردن است.

To write or produce something quickly and without much care.

«او یک ایمیل کوتاه را سریع نوشت.»

She dashed off a short email.

«او گزارش را یک‌شبه و با عجله آماده کرد.»

He dashed off the report overnight.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000