بازگشت

daunt

/dɔːnt/
verb (فعل)common
past (گذشته): dauntedpast participle (مفعولی): daunted-ing (حال): daunting3rd (سوم): daunts
ترساندنهراس کردن

کسی را ترساندن یا باعث دلهره و دلسردی او شدن.

To make someone feel intimidated or apprehensive.

«کوه‌پیمایی تند باعث ترس کوهنوردان نشد.»

The steep mountain did not daunt the hikers.

«او از وظیفه سخت دلسرد نشد.»

She was not daunted by the difficult task.

تفاوت با واژه‌های مشابه
intimidateترساندن

رسمی و شدید است. وقتی معنی ترساندن مد نظر باشد می‌تواند جایگزین daunt شود.

Formal and strong. Can replace 'daunt' when meaning to frighten.

discourageدلسرد کردن

متداول. در زمینه دلسرد کردن جایگزین daunt می‌شود ولی برای ترس کاربرد ندارد.

Common. Can replace 'daunt' in contexts of disheartening, but not fear.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000