dawn on

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/dɔn ɑn/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — به ذهن کسی رسیدن

به ذهن کسی رسیدنبر کسی روشن شدن

کم‌کم برای کسی روشن یا قابل‌فهم شدن است.

To begin to become clear or understood by someone.

«حقیقت کم‌کم برایم روشن شد.»

The truth dawned on me slowly.

«بالاخره فهمید چرا او رفت.»

It finally dawned on her why he left.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000