debilitate

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

de·bil·i·tate/dɪˈbɪlɪteɪt/
de-reduce or removebilistrength-tateto cause
verb (فعل)formalpast (گذشته): debilitatedpast participle (مفعولی): debilitated-ing (حال): debilitating3rd (سوم): debilitates

فعل — ضعیف کردن

ضعیف کردنناتوان کردن

ضعیف یا ناتوان کردن کسی یا چیزی.

To make someone or something weak or feeble.

«بیماری او را ماه‌ها ناتوان کرد.»

The illness debilitated him for months.

«جنگ می‌تواند اقتصاد یک کشور را ضعیف کند.»

War can debilitate a country's economy.

تفاوت با واژه‌های مشابه
weakenضعیف کردن

رایج. اغلب در بافت‌های فیزیکی و انتزاعی جایگزین می‌شود.

Common. Often interchangeable in both physical and figurative contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000