decanting

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

de·cant·ing/dɪˈkæntɪŋ/
de-down, awaycantto pour-ingaction or process
verb (فعل)commonpast (گذشته): decantedpast participle (مفعولی): decanted-ing (حال): decanting3rd (سوم): decants

فعل — ریختن آرام

ریختن آرامصاف کردن

فرآیند انتقال آرام مایع از ظرفی به ظرف دیگر، معمولاً برای جدا کردن ته‌نشست.

The process of gently pouring liquid from one container to another, usually to separate it from sediment.

«او دارد شراب را با دقت صاف می‌کند.»

He is decanting the wine carefully.

«صاف کردن به جدا کردن ته‌نشست از بطری کمک می‌کند.»

Decanting helps remove the sediment from the bottle.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000