decommission

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

de·com·mis·sion/ˌdiːkəˈmɪʃən/
verb (فعل)formalpast (گذشته): decommissionedpast participle (مفعولی): decommissioned-ing (حال): decommissioning3rd (سوم): decommissions

فعل — از خدمت خارج کردن

از خدمت خارج کردنغیر فعال کردن

به صورت رسمی از خدمت یا استفاده فعال خارج کردن، به‌ویژه درباره کشتی‌ها، سلاح‌ها یا تجهیزات.

To officially take out of active service or use, especially referring to ships, weapons, or equipment.

«نیروی دریایی کشتی قدیمی را از خدمت خارج کرد.»

The navy decommissioned the old vessel.

«آن‌ها قصد دارند نیروگاه هسته‌ای را غیرفعال کنند.»

They plan to decommission the nuclear plant.

تفاوت با واژه‌های مشابه
retireاز دور خارج کردن

رسمی. به طور مشابه برای پایان دادن به استفاده تجهیزات یا خدمات به کار می‌رود.

Formal. Used similarly for ending use of equipment or services.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000