بازگشت

decrepit

de·crep·it/dɪˈkrɛpɪt/
adjective (صفت)formal
comparative (تفضیلی): more decrepitsuperlative (عالی): most decrepit
فرسودهپیر و خراب

فرسوده یا خراب به دلیل سن زیاد یا بی‌توجهی

Worn out or ruined because of age or neglect

«خانه فرسوده در آستانه خراب شدن بود.»

The decrepit house was about to collapse.

«او با یک ماشین فرسوده قدیمی رانندگی می‌کرد.»

He drove an old decrepit car.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dilapidatedویران شده

رسمی است و معمولاً برای ساختمان‌ها یا اشیاء فرسوده به کار می‌رود.

Formal. Often used for buildings or objects in poor condition.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000